مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1205

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1592 ] فصل [ چهاردهم ] : در تسبيط شعر « 1 » آنچه موىها را راست دارد و در هم شدن ندهد ، آن است كه روغن كوپانى « 2 » به آب در هم زنند و نيم گرم بر موى مالند دايم و هرگاه اين را استعمال نمايند ، بعد [ از ] زمانى به آب گرم بشويند و روغن شبت نيز نفع دارد . [ 1593 ] فصل [ پانزدهم ] : در تسويد شعر يعنى سياه كردن موى سپيد . و ادويه مسوّده اقسام است ؛ چون روغن لادن و آمله و افسنتين و شقايق و جز آنكه در قرابادينات است . ديگر : شكوفهء درخت جوز نرم بكوبند و مرّ بدان آميخته استعمال نمايند . ديگر : مازو يك رطل بريان كنند و كتيرا و شب يمانى و روسختج ، هريك پانزده درم ؛ نمك ، هفت درم [ همه را ] نرم كوفته همه را به آب گرم خمير سازند و بر موى بندند سه ساعت . ديگر : مردارسنگ و آهك سرد كرده و گل سرشوى كه به هندى « گل ملتانى » گويند هر سه [ را ] برابر باريك بسايند و به آب سرشته بر موى بربندند و برگ بيد انجير بالاى او نهاده به پارچه محكم كنند و سه ساعت يعنى يك پاس بدارند بعده [ يعنى پس از آن ] به آب گرم بشويند و عقب آن روغن بمالند تا دفع مضرّت دوا نمايند و اگر روغن آمله باشد بهتر است . و بعضى گل ، سه حصه و آهك و مردارسنگ ، هريك يك حصّه مركب مىسازند و در گل قيد نمىكنند ملتانى باشد يا

--> ( 1 ) . قاموس القانون : Lanking og hair . ( 2 ) . در سه نسخه فقط كلمهء « روغن » و در يك نسخه « روغن كوپانى » موجود بود كه روغن كوپانى در هيچيك از كتب ادويه و لغت فارسى ، هندى و يونانى يافت نشد ؛ اما ظاهرا همان روغن كنجد باشد ؛ چنان‌چه در اكسير اعظم ، ج 4 ، ص 546 ، عين اين عبارات طب اكبرى را دارد و روغن كنجد نوشته است . م .